Spiga

The Last Living Slut


Roxana Shirazi, who lived in Tehran until she was 10, claims to have had sexual encounters with members of Guns N' Roses, Motley Crue, Velvet Revolver, Papa Roach and Skid Row.

Several editors and agents reportedly refused to work with her on the book, titled The Last Living Slut: Born in Iran, Bred Backstage, for fear of enraging the Muslim community. Her book released on May 2010 by Harper Collins publishers with a powerful introduction by NYT bestselling author Neil Strauss.

In my opinion there are many inconsistencies in her statement. I absolutely can find no relation between her interests, education, the way she looked and talked in her interview and Facebook photos.

The only thing I really like about her is her honesty, that's what made the whole subject interesting, quite interesting!

PS: I'm not judging her at all, need to read her book first and finish this post after.

The Desert of Forbidden Art

How does art survive in a time of oppression? During the Soviet rule artists who stay true to their vision are executed, sent to mental hospitals or Gulags.

Their plight inspires young Igor Savitsky. He pretends to buy state-approved art but instead daringly rescues 40,000 forbidden fellow artist's works and creates a museum in the desert of Uzbekistan, far from the watchful eyes of the KGB. Though a penniless artist himself, he cajoles the cash to pay for the art from the same authorities who are banning it. Savitsky amasses an eclectic mix of Russian Avant-Garde art. But his greatest discovery is an unknown school of artists who settle in Uzbekistan after the Russian revolution of 1917, encountering a unique Islamic culture, as exotic to them as Tahiti was for Gauguin. They develop a startlingly original style, fusing European modernism with centuries-old Eastern traditions.

Ben Kingsley, Sally Field and Ed Asner voice the diaries and letters of Savitsky and the artists. Intercut with recollections of the artists' children and rare archival footage, the film takes us on a dramatic journey of sacrifice for the sake of creative freedom. Described as "one of the most remarkable collections of 20th century Russian art" and located in one of the world's poorest regions, today these paintings are worth millions, a lucrative target for Islamic fundamentalists, corrupt bureaucrats and art profiteers. The collection remains as endangered as when Savitsky first created it, posing the question whose responsibility is it to preserve this cultural treasure.



ZAHR directed by Mostafa Heravi

" Zahr " Artist Faarjam by Mostafa Heravi from Mostafa heravi on Vimeo.

به چیزهای قشنگی که نیست! فکر بکن



به چیزهای قشنگی که نیست! فکر بکن

کنار کوچکی من بایست!... فکر بکن ↓

به روز ِ منتظری توی دست «آینده»

به باز کردن ِ یک نامه ی پر از خنده

به چندتا لِگوی زرد و خانه سازیها

به هی قدم خوردن، توی شهربازیها

به فیلم دیدن ِ در صحنه ی هماغوشی

به اینکه صبح، کنارم لباس می پوشی

به یک تنفس کشدااااار در اتاقی که...

به حرفهای نگفته از اتّفاقی که...

به راهت افتادم، از بلندی شب هام

مدام دل دل ِ یک بوسه گوشه ی لب هام

رسیده ایم به هم توی خواب میدان ها

«گذشته»ایم کنار هم از خیابان ها

دو صندلی بغل هم! میان یک اتوبوس

دو دست قفل شده در شمارش معکوس

به چشم های پُف ِ صبح زود فکر بکن

به چیزهای قشنگی که بود! فکر بکن

به چیزبرگر خوشمزّه ی «امام حسین»

به حرف اوّل یک ارتباط یعنی: «ع»

به بوی من که به پیراهن تو می چسبید

به گفتن ِ حرفی، بعد سال ها تردید

به چادرم که سه سال است رفته ای زیرش

به شهر خسته ی من با هوای دلگیرش

نشسته منتظرم ایستگاه راه آهن

چه زود پُر شده از غصّه کوله پشتی ِ من

دوباره یخ زدن ِ زندگیم در «اکنون»

که دست های من از جیبت آمده بیرون

دلم هوای تو را کرده در شب کشدااار

و گریه می کنم آهسته روی تخت قطار

قیافه ای معمولی گرفتن از سَر ِ درد (سردرد)

یواشکی بازی با سه تا مکعّب زرد...

برای ماندن لبخندهات در یادم

به صحنه های قدیم ِ کنارت افتادم

به عشق/ می کشیام با نفس درون خودت

نشسته ام وسط نامه ای ته ِ کمدت

به بغض ِ جا مانده بین چیزبرگرها

شبانه دررفتن، از میان شاعرها

به روز اوّلمان پشت یک دَر ِ بسته

به گریه های من و مرد ِ ازهمه خسته

به دست سِر شده ی روی دست فکر بکن

به چیزهای قشنگی که هست! فکر بکن


فاطمه اختصاری

دوست داشتن، از کتاب ناآرامی، به قلم فرناندو پسوآ و ترجمۀ حسین منصوری

ما هرگز به کسی عشق نمی ورزیم. ما تنها به تصوری عشق می ورزیم که از کسی در سر داریم. ما تنها استنباط خود را و در نتیجه تنها خویشتن خویش را دوست داریم و بس.

این تفسیر کل مقولۀ عشق را شامل می شود. ما در معاشقۀ جنسی جویای لذتی هستیم که به واسطۀ بدن فرد بیگانه ای حاصل می گردد. اما در معاشقه ای که از نزدیکی جنسی تهی است لذتی را جویانیم که از تخیل خودمان منتج می شود

ادامه مطلب

بازگشتی به خود / خاطرات پریسا کاکائی از زندان

یادم می آید یکی از اساتید دانشگاه می گفت بگذارید مراجع، مساله ای که آزارش می دهد را بارها و بارها برایتان مطرح کند. حتی به او توصیه کنید آن را با تمام حسی که دارد بنویسد. می تواند نوشته اش را به فرد مورد اعتمادش بسپارد برای خواندن و یا آن را پاره کرده و دور بریزد. مهم این است که بارها و بارها مساله را بازگو کند زیرا هر بار، نکات بیشتری از آن موضوع برایش روشن می شود و از زاویه ی دید متفاوتی هم بدان خواهد نگریست. گاهی در این مرورها خودش به درمان های زیربنایی هم دست پیدا کرده و می تواند راه خروج را بیابد.

سال ها از آن روزهای دانشگاه و استاد و درس های روان شناسی گذشته است. سال ها برای درمان خود از گفت وگوی با آیینه و نوشتن استفاده کرده ام و حال امروز در آستانه ی 33 سالگی، در حالی که از ماه ها پیش برگ جدیدی از کتاب زندگی ام ورق خورده نیازمند درمانی دیگر بار هستم. این بار داستان من، داستان زندان است که این روزها دیگر تنها تجربه ی قشر یا گروه یا آدم های خاصی نیست بلکه تجربه ی مشترک بیشتر مردم است و برای هر کس منحصر به فرد.

در طول فعالیت های اجتماعی ام، به خصوص در حوزه ی زنان، از یک مقطع زمانی خاص، بازداشت فعالان شروع شد و روایت های زندان، سر فصل جدیدی را در نوشتار و یا مصاحبه های فعالان اجتماعی گشود. اما آنچه به خاطر دارم حداقل در محافل دوستانه، روایت شیرین و طنزآلود از روزهای زندان است
ادامه مطلب

مستند ازروسپی خانه های تهران

روسپی خانه تهران(قلعه-شهرنو)-مستند from radio zamaneh on Vimeo.

Iran, Seven Faces of Civilization

An incredible documentary about Persia
the video is 63 minutes long well worth watching. click here